ماه هم در آینه بیمار است
از عکس نیاز خود
فردا سفر سنگ است
در بیابان خشک چه درختی می خندد
منطقی نیست همه عشق ها مرده
نظر غم بر چهره دیوار می بینم
طول عمر حقیقت کوتاه
رندان جهان در رقص و خوشی
ناله ها خشکید بر ریسمان دلم
چه سفر باید رفت با این دل بیارم
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
گربه فریادش رسیدم با ما همراه نیست
طول عمر نکبت مردان به مال اندیشی
عاقبت در خاک رفتند با کج اندیشی

طول عمر ما دراین غربت به غم ها می رسد
گوشه تنهای قلبم هم درنبودت به یغما می رسد
تیر لیلی همچون بادی تند به قلب مجنون رسید
تا به خود آمد به  گرداب عشق مجنون  رسید
خوابم نمی آید زدرد بی امان عاشقی
رنجور منم از دست مژگان ظالمی
هردم به صد تیرم زند با عشوه اش
در کوچه و بازار و سرای خانه اش
هنرمندان ما بعداز خروج از ایران با چه خفت و خواری باید زندگی کنند مرتضی خانعلی کاریکاتوریستی با شهرت و موفقیت از مان مجله توفیق که با درم بخش همکار بود در نورت نکور فقط روزی یک تیکه نان و مقداری پنیر داشت در فقر بدی بود تا اینکه برعلیه او توطعه کردند به خاطر مخالفت خانعلی با جنگ بوش با عراق و مستقل بودند هنرمند گروه های سیاسی ..خانه نشین شد و سکته کرد و مرد
مرتضی خانعلی
 
قایق زخمی بر امواج آشنایی
دربه در پیکار با امواج نامردی
مرد احتیاج خسته از بستر زخم زندگی
آرام آرام حک می کنند قصه نامردی را بر تن لطیف زندگی
همه خسته زهم درمانده هستند
در کویر زخم خورده زندگی
هرگز مپرس آب محبت را
.
This Page powered by www.webstarts.com
بی غیرت یعنی نداشتن احساس یک انسان مرده احساس و غرور را از ایرانی ها گرفته اند مابقی چه می ماند ..غیرت نباشد سرباز نیست ورزشکار نیست دانشمند نیست احساس نباشد عشق نیست مادر نیست شوهر فداکار نیست هدفی نیست امیدی نیست ..مرد هرزه می شود زن هرزه می شودجامعه فاسد می شود فساد مالی و فساد اخلاقی و فساد زبانی و دلیلی برای عشق نیست عشق یعنی پرچم و غرور حافظ و سرزمین و ملیت ..عشق نباشد ایمان نیست و اگر ایمان نباشد غیرتی نیست
Tell: 438-884-1346
Ted_Hajiagha@yahoo.com
​​
 
HAJIAGHA ARTIST
گفت با ماه قشنگ ابرسفید
نورتوبرهمه دشت دوید
من چون خویش گسترده کنم
رخ زیبای تو محدود کنم
ماه خندید بر ابر سفید
عمر تو کوتاه وزش باد دمید
ابر با باد به هم ریخت دلش
مدتی بعد دگرهیچ گشت
هرچه من من می کنی با خویشتن
عاقبت خاک می شوی بی چون وکم
گرتورا صدرخ زیبا داده اند
گذرعمررخ زیبا را زتودزیده اند
مال دنیا سنگینی و جان کندن بود
توندیدی که ابرسفید صبح ندید 

گفتم امشب خندان خواهم رفت
درزمان برگ ریزان پائیزی
گفتم ازلعل لبت زهری کام کنم
دردم آخرووقت تنها ئی
باید امشب بروم دیدن برگ ریزان است
باید از نرگسی های بلند شرم کنم
که هنوز خنده به فانوس دلم شعله نداد
باید امشب بروم روی بام
انجا که ماه عاشق من خواهد شد
در پهنای مهربانی اسمان
باید امشب بروم و بپرسم زنی خسته از مرگ و فقان
خسته از ادم ها خسته از خاک و جنگ
باید امشب بزنم سنگ صبور را با سنگ
در کوچه نادانی ها پشت ان رنج عجیب
خانه ای است خالی از بوسه داغ گل سرخ
باید امشب بروم چه هوای سردی است
روی بام دل من برف سنگینی است
که به دفن عشق به مهمانی من امده است
باید از خاک به ان سایه شکایت بکنم
باید امشب روم
painting hajiagha
hajiagha7.jpg
iran_photo_024.jpg
p74.jpg
p119.jpg
canont3i_033.jpg
revelstoke_012.jpg
sunset_montreal_177.jpg
IMG_0558.jpg
revelstoke_045.jpg
567_005.jpg
p120.jpg
612644.jpg
7_001.jpg
job_001.jpg
p109.jpg
p30.jpg
p112.jpg
p46.jpg
winnipig_032.jpg
canont3i_016.jpg
IMG_0763.jpg
p82.jpg
612638.jpg
8_001.jpg
p36.jpg
612660.jpg
p15.jpg
canont3_010.jpg
ontario2_037.jpg
p118.jpg
6698503493_be870c57c8_b.jpg
paint_005.jpg
kamloops7_012.jpg
hajiagha19.jpg
parliament-building-ottawa_30227_600x450.jpg
winnipeg2_001.jpg
d_003.jpg
kamloops_008.jpg
612654.jpg
p97.jpg
89_032.jpg
89_031.jpg
montreal_5_30_035.jpg
612554.jpg
photo_001.jpg
photo_iran7.jpg
612566.jpg
sunset_montreal_146.jpg
p28.jpg
612626.jpg
p21.jpg
77_009.jpg
p117.jpg
photo_013.jpg
campground_055.jpg
p115.jpg
w_009.jpg
sun_046.jpg
612553.jpg
kamloops_5_017.jpg
abstract_hajiagha.jpg
kamloops7_014.jpg
paint_003.jpg
hajiagha20.jpg
p34.jpg
p25.jpg
612658.jpg
p33.jpg
day_026.jpg
612647.jpg
612629.jpg
campground_034.jpg
612565.jpg
banff_030.jpg
img_0131
چه زخمی می زند برجانم امشب
دفترشعرم
که رنجور می شود آه من خسته
زوجدانی که تنها می شودبامن
در دفترشعرم
کلام من سرگردان
زبانم بسته برفرجام بیماری
تنم رنجور نگاهم بیماربیماراست
قدم برمی دارم درخیالم
سرورا می بینم قامتی دارد
درزمان دور زمان عشق وبیداری
دران دوردست ها می بینم
روستایی رنگ ابی
در هوس می خواندشعری
میزند خرمن در باد
نگاهم بس می ترسد زفردا
اگر خرمن بسوزد در دل تنها
اگر عاشق شودبیمار
اگرکفتار در بازار بساطی پهن کند
تا بادل عاشق کندبازی
می ترسم ازفردا
می ترسم از پایان

IMG_0146
20160807_110554
20160522_143127
negative-self-talk-head-in-hands-statue
Jam, Pahlavi,  Fakhravar 1
13743450_1826569870895207_53878557_n
5951695
5963104
images
mackay-hello
5947331
img_0134
300_pic_43790
They want supporting Human Rights from Canada ?!
خدا لعنت کند جهان شاه جاوید بی پدر مادر و رضا پهلوی و شهبانو فرح و سلطنت طلب  و کمونیست و هر چی لات بی سروپای مادر قهبه بی شعور به خاطر استفاده غلط از نام من هنرمند
شما ها زنا کار هستید دلیل دارد دولت ایران شما ها را در اوین نگه می دارد چرا بدون اجازه من و کپی رایت من کاریکاتور زشت پخش می کنید مگر مادرتان ان کاره بوده یا مغزتان معیوب است
ای بهشت ارزوها چقدر خالی ازحقیقت بودی
من را تک درختی ارزواست
تا درسایه اش بشمارم گوسفندان غمگین دلم را
رفیق من چقدردلم گرفته ازاین دنیا
باید بروم تنها ازمیان نامردانی
که عصاازکورمی دزدند
باید پهن کنم رخت کودکی ام را برریسمان ارزوهای مادر
چقدرسخت است میان این دیوارها
کوبیدن سربر قفل ارزوها
اما اگرتوبودی درکنارم
من پرواز می کردم به اسمان ابی
تا نقطه ای باشم مثل ماه
شب که شد با نسیم گفتگو کنم
و ازابرسیاه رحمتی برای انسان ها بخواهم
من اینجا ریشه درتو دارم
خسته خسته تنهای تنها